آرک اول، چپتر اول

اواخر مهر بود، صبح زود توی مدرسه بودم، هوا خیلی سنگین بود و منم مثل روزهای قبل خیلی خواب الود بودم.

دلیلش هم این بود که پدرم...



ادامه چپتر →

مقدمه

...